هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و جور معشوق شکایت میکند و بیان میکند که فتنه و بیداد معشوق از حد گذشته است. او خود را فتنهای بر فتنههای معشوق میداند و از درد و رنج ناشی از عشق سخن میگوید. همچنین اشارهای به دو استاد معشوق دارد و از دوری و فراق مینالد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارات استفادهشده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۲۱ - فریاد از جور تو
ای نگار از حد گذشت این فتنه و بیداد تو
کی توان فریاد کرد از جور بی بنیاد تو ۱
فتنه و بیداد کن جانا که بر تو فتنه ام
همچو بر تو فتنه ام بر فتنه و بیداد تو ۲
تا تو ای دلبر به شادی زی کله دوزی شدی
خود کلاه مغ نداند دو تن استاد تو ۳
گر من از چشم تو خواهم دور شد یک چشم زد
چشم من باد آژده از سوزن پولاد تو ۴
کی توان فریاد کرد از جور بی بنیاد تو ۱
فتنه و بیداد کن جانا که بر تو فتنه ام
همچو بر تو فتنه ام بر فتنه و بیداد تو ۲
تا تو ای دلبر به شادی زی کله دوزی شدی
خود کلاه مغ نداند دو تن استاد تو ۳
گر من از چشم تو خواهم دور شد یک چشم زد
چشم من باد آژده از سوزن پولاد تو ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۰ - ای سیمین سرو
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۲ - با تو روی آشتی ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.