هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از جدایی و فراق سخن میگوید و از خدا میپرسد که همزبان و همراه او کیست. او از ماهی که از او جدا شده و با کسی دیگر دوست شده است، یاد میکند و از خدا میخواهد که به فغان او گوش دهد. شاعر از غم فراق و تنهایی خود مینالد و از خدا میپرسد که چه کسی از این غم رنج نمیبرد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۷ - یارب مه مسافر من همزبان کیست؟
یارب مه مسافر من همزبان کیست؟
با او که شد حریف و کنون همعنان کیست؟ ۱
ماهی که چرخ ساخت به دستان ز من جدا
تا با که، دوست گشته و همداستان کیست؟ ۲
تا همچو ماه خیمه به سر منزل که زد
وز مهر با که دم زند و مهربان کیست؟ ۳
آن مه کزو رسید فغانم به گوش چرخ
یارب نهاده گوش به سوی دهان کیست؟ ۴
وحشی همین نه جان تو فرسوده شد ز غم
آنک از غم فراق نفرسود جان کیست؟ ۵
با او که شد حریف و کنون همعنان کیست؟ ۱
ماهی که چرخ ساخت به دستان ز من جدا
تا با که، دوست گشته و همداستان کیست؟ ۲
تا همچو ماه خیمه به سر منزل که زد
وز مهر با که دم زند و مهربان کیست؟ ۳
آن مه کزو رسید فغانم به گوش چرخ
یارب نهاده گوش به سوی دهان کیست؟ ۴
وحشی همین نه جان تو فرسوده شد ز غم
آنک از غم فراق نفرسود جان کیست؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۸۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶ - مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیست
گوهر بعدی:غزل ۶۸ - بسته بر فتراک و میپرسد که صیاد تو کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.