هوش مصنوعی:
این شعر از سنایی به بیان انتقادات و اعتراضات شاعر نسبت به برخی افراد در جامعه میپردازد. او از رفتارهای نادرست، ریاکاری، دزدی و فساد برخی افراد انتقاد میکند و با زبانی طنزآمیز و گزنده، ویژگیهای منفی آنها را برمیشمرد. شاعر همچنین به مقاومت و ایستادگی خود در برابر این افراد اشاره میکند.
رده سنی:
18+
محتوا شامل انتقادات تند و استفاده از زبان گزنده است که ممکن است برای مخاطبان جوان مناسب نباشد. همچنین، برخی اشارههای ضمنی به مفاهیم بزرگسالانه وجود دارد.
شمارهٔ ۱۴ - مطایبه
این خواجه زادگان که درین شهر و برزنند
مردند مرزنانرا لیکن مرا زنند ۱
زینگونه مولعند برآورد و برد من
کزشان زبر فرو نزنم زیر و برزنند ۲
خورشید چرخ شیفته بر رویشان ولیک
از پشت شیفته بر سایه منند ۳
من مرد مردگایم وکین اندر افکنم
ایشان همند مرد ولیکن برافکنند ۴
نیمور من چو عامل شغل لواطه است
این کودکان چو مال گذاران برزنند ۵
بر . . . نشان جبایت روغنگران نهاد
کنجاره داده اند و بتدبیر روغنند ۶
تا . . . ر من بساط پلاسین بگسترید
این کودکان پلاس به . . . ن بر همی تنند ۷
زین تهمتنی که هست از ایشان بنزد من
همچون مخنثند اگر چه تهمتنند ۸
از خط نودمیده چرا این بخط شدن
گر کودکان زیرک با حیله و فنند ۹
انگشت نرم و ناخن تیز است جمله را
دستور داده من که برآرند و برکنند ۱۰
خرمن بباد دادن رسم است و میدهند
. . . نها بباد زانکه به . . . ن ها چو خرمنند ۱۱
مردانه من کزین سکوینجه ریخته
خرمن کنم بباد که ار جاش که کنند ۱۲
ای بس کسا که از پی این زیردامنی
نیفه فرو کشیده و برچیده دامنند ۱۳
چون مرزشان بگردن گرز اندر افکنم
کول افکنم اگر چه گلو گردو گردنند ۱۴
چون من بفاجری پسران در مفاجری
همچون چراغ در شب تاریک روشنند ۱۵
. . . نشان شدست چون لگن شمع کوکبی
واندر جواب اینهمه لالند و الکنند ۱۶
همچون چراغ پله نگردند سرفراز
زیرا که زخم یافته چون . . . ن هاونند ۱۷
زان دیگ سیمگون که میان ران هر یکی است
خالیگران دزد سبکدست ریمنند ۱۸
هر چندشان فرو کنم آلات دوغ پای
ایشان برون دهنده درستی و ارزنند ۱۹
هستم بر آنکه . . . ر نهم پیش لوطیان
تا جمله جمله را بخورند و براکنند ۲۰
وانگه بر آنکه رشک برد زوستون . . . ر
خودشان ادب کنم که بدزدند و بشکنند ۲۱
دور از شما و ما که به . . . ری چو . . . ر من
خر را بزیر دم نخلند و نیارنند ۲۲
هست این جواب آنکه سنائی بنظم کرد
این ابلهان که بی سببی دشمن منند ۲۳
مردند مرزنانرا لیکن مرا زنند ۱
زینگونه مولعند برآورد و برد من
کزشان زبر فرو نزنم زیر و برزنند ۲
خورشید چرخ شیفته بر رویشان ولیک
از پشت شیفته بر سایه منند ۳
من مرد مردگایم وکین اندر افکنم
ایشان همند مرد ولیکن برافکنند ۴
نیمور من چو عامل شغل لواطه است
این کودکان چو مال گذاران برزنند ۵
بر . . . نشان جبایت روغنگران نهاد
کنجاره داده اند و بتدبیر روغنند ۶
تا . . . ر من بساط پلاسین بگسترید
این کودکان پلاس به . . . ن بر همی تنند ۷
زین تهمتنی که هست از ایشان بنزد من
همچون مخنثند اگر چه تهمتنند ۸
از خط نودمیده چرا این بخط شدن
گر کودکان زیرک با حیله و فنند ۹
انگشت نرم و ناخن تیز است جمله را
دستور داده من که برآرند و برکنند ۱۰
خرمن بباد دادن رسم است و میدهند
. . . نها بباد زانکه به . . . ن ها چو خرمنند ۱۱
مردانه من کزین سکوینجه ریخته
خرمن کنم بباد که ار جاش که کنند ۱۲
ای بس کسا که از پی این زیردامنی
نیفه فرو کشیده و برچیده دامنند ۱۳
چون مرزشان بگردن گرز اندر افکنم
کول افکنم اگر چه گلو گردو گردنند ۱۴
چون من بفاجری پسران در مفاجری
همچون چراغ در شب تاریک روشنند ۱۵
. . . نشان شدست چون لگن شمع کوکبی
واندر جواب اینهمه لالند و الکنند ۱۶
همچون چراغ پله نگردند سرفراز
زیرا که زخم یافته چون . . . ن هاونند ۱۷
زان دیگ سیمگون که میان ران هر یکی است
خالیگران دزد سبکدست ریمنند ۱۸
هر چندشان فرو کنم آلات دوغ پای
ایشان برون دهنده درستی و ارزنند ۱۹
هستم بر آنکه . . . ر نهم پیش لوطیان
تا جمله جمله را بخورند و براکنند ۲۰
وانگه بر آنکه رشک برد زوستون . . . ر
خودشان ادب کنم که بدزدند و بشکنند ۲۱
دور از شما و ما که به . . . ری چو . . . ر من
خر را بزیر دم نخلند و نیارنند ۲۲
هست این جواب آنکه سنائی بنظم کرد
این ابلهان که بی سببی دشمن منند ۲۳
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۳
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۳ - در هجا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۵ - در وصف حال خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.