هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از رنجها و دشواریهای زندگی خود میگوید و بیان میکند که چگونه با تلاش و اشک، باغ وجود خود را پرورش داده است. او از ناامیدیها و داغهای دلش سخن میگوید و اشاره میکند که با وجود تمام سختیها، همچنان به راه خود ادامه میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و داغ دل نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۰ - تا ز دمسردان نگه دارم چراغ خویش را
تا ز دمسردان نگه دارم چراغ خویش را
چون فلک شب واکنم دکان داغ خویش را ۱
منّتی نه از بهاران بود و نه از چشمهسار
ما به آب دیده پروردیم باغ خویش را ۲
با جنون نارسا نتوان ز عقل ایمن نشست
اندکی آشفتهتر خواهم دماغ خویش را ۳
پرتو بخت سیه را بر سرم تا سایه کرد
کم ندانیم از هما اقبال زاغ خویش را ۴
داغ دل را با کسی فیّاض ننمودم چو صبح
زیر دامن سوختم چون شب چراغ خویش را ۵
چون فلک شب واکنم دکان داغ خویش را ۱
منّتی نه از بهاران بود و نه از چشمهسار
ما به آب دیده پروردیم باغ خویش را ۲
با جنون نارسا نتوان ز عقل ایمن نشست
اندکی آشفتهتر خواهم دماغ خویش را ۳
پرتو بخت سیه را بر سرم تا سایه کرد
کم ندانیم از هما اقبال زاغ خویش را ۴
داغ دل را با کسی فیّاض ننمودم چو صبح
زیر دامن سوختم چون شب چراغ خویش را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - پنجه میبازد خرد آن دست چوگانباز را
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - چنان سودای او بر خویشتن پیچاند آتش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.