هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد هجران و دوری از یار می‌نالد و از بی‌اعتنایی روزگار و فلک شکایت می‌کند. او از نرسیدن به آرزوهایش، بی‌ثمری تلاش‌ها و ناامیدی از رسیدن به معشوق سخن می‌گوید و امیدوار است که باد صبا پیامش را به یار برساند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و ناامیدی موجود در متن برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل می‌گیرد.

شماره ۷۴ - چو کرد خاک ره یار روزگار مرا

چو کرد خاک ره یار روزگار مرا
به چشم عالمیان داد اعتبار مرا ۱

دماغ بوی گل و برگ گلستانم نیست
مگر به باغ برد نالة هزار مرا ۲

به کف نه جام میی، در نظر نه روی مهی
گلی شکفته نگردید ازین بهار مرا ۳

ز طرز دیدن پنهانت این چنین پیداست
که راز دل زتو خواهد شد آشکار مرا ۴

مرا ز گردش چشم تو حال می‌گردد
به گردش مه و مهر فلک چه کار مرا؟ ۵

ز نارسایی اقبالم ای فلک خوش باش
به دامنی نرسم گر کنی غبار مرا ۶

چنین که زار و ضعیفم ز هجر او فیّاض
مگر صبا برساند به کوی یار مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۳ - مستی مدام جام هوس می‌دهد مرا
گوهر بعدی:شماره ۷۵ - بی‌تپش آرام کی باشد دل زار مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.