هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با آمدنش شور و اشتیاق شاعر را برمی‌انگیزد و با رفتنش آتش حسرت و اندوه در دل او می‌افروزد. شاعر تلاش می‌کند تا معشوق را نگه دارد، اما او بی‌اعتنا می‌گذرد و شاعر را در حسرت و ناامیدی رها می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۱۰۴ - گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت

گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت
آتش به جای آب ز چشمم فشاند و رفت ۱

آمد چو باد و مضطربم کرد همچو برق
وز آتشم زبانه به گردون رساند و رفت ۲

برخاستم که دست دعایی برآورم
دشنام داد و راه دگر کرد و راند و رفت ۳

از پی دویدمش که عنان گیریی کنم
افراشت تازیانه و مرکب جهاند و رفت ۴

وحشی نشد نصیبم ازو تازیانه‌ای
چشمم به حسرت از پی او بازماند و رفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۰
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۳ - به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۰۵ - ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.