هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به عشق و اشتیاق خود به معشوق اشاره میکند و از احساس شادی و جستجوی معنوی خود سخن میگوید. او از عناصری مانند سیمرغ و کیمیا برای بیان جستجوی خود استفاده میکند و در نهایت به هنر شاعری و استادی خود در شعر اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و معنوی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۳ - تا بوی زلف یار در آبادی منست
تا بوی زلف یار در آبادی منست
هر لب که خندهای کند از شادی منست ۱
بالم وداع جلوة پرواز میکند
یارب دگر که در پی صیّادی منست؟ ۲
دارم سراغِ جلوة سیمرغ و کیمیا
هر نقش پی که گم شده در وادی منست ۳
از ناله رخنه در جگر سنگ میکنم
کو بیستون؟ که نوبت فرهادی منست ۴
فیّاض هر چه در صف زلف گفتهام
در شعر کارنامة استادی منست ۵
هر لب که خندهای کند از شادی منست ۱
بالم وداع جلوة پرواز میکند
یارب دگر که در پی صیّادی منست؟ ۲
دارم سراغِ جلوة سیمرغ و کیمیا
هر نقش پی که گم شده در وادی منست ۳
از ناله رخنه در جگر سنگ میکنم
کو بیستون؟ که نوبت فرهادی منست ۴
فیّاض هر چه در صف زلف گفتهام
در شعر کارنامة استادی منست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - عشق بازی جستجوی یار در دل کردنست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.