هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و درد عشق سخن میگوید و بیان میکند که دل بدون زخم عشق شاد نیست. او اشاره میکند که زخمهای عشق با مرهم درمان نمیشوند و غم عشق، غمی واقعی است. شاعر همچنین از ناامیدی و تاریکی دل خود میگوید و اینکه لطف دنیا نمیتواند دل او را شاد کند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات سنگین، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۸۴ - دل که بیزخم تو باشد به جهان خرّم نیست
دل که بیزخم تو باشد به جهان خرّم نیست
زخم را از تو رواجیست که با مرهم نیست ۱
غم بیهوده مرا از سروسامان انداخت
گر بدانم که غم کیست که دارم، غم نیست ۲
هر گل نغمه که خوناب دل از وی نچکد
در سراپردة ساز غم ما محرم نیست ۳
گر سر زلف تو گاهی شکن طرّه بخست
تیرهروزی دلم را ز تو باعث کم نیست ۴
کام دنیا نگشاید دل ما را فیّاض
داغ ما چشم سیه کردة این مرهم نیست ۵
زخم را از تو رواجیست که با مرهم نیست ۱
غم بیهوده مرا از سروسامان انداخت
گر بدانم که غم کیست که دارم، غم نیست ۲
هر گل نغمه که خوناب دل از وی نچکد
در سراپردة ساز غم ما محرم نیست ۳
گر سر زلف تو گاهی شکن طرّه بخست
تیرهروزی دلم را ز تو باعث کم نیست ۴
کام دنیا نگشاید دل ما را فیّاض
داغ ما چشم سیه کردة این مرهم نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - تلخکامیهای ما از گردش ایّام نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.