هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر احساسات شاعرانهای است که از حیرت، امید و ناامیدی، عشق و طبیعت سخن میگوید. شاعر از پریشانی، حیرانی و امیدهای بربادرفته میگوید و با تصاویری مانند دیوار، خانه، گلستان و بلبل، احساسات خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و تجربهی عاطفی بیشتری دارند.
شماره ۱۹۱ - چه ز نظّاره برد دیده که حیرانش نیست؟
چه ز نظّاره برد دیده که حیرانش نیست؟
به چه دل جمع کند آنکه پریشانش نیست؟ ۱
حیرت صورت دیوار چنین میگوید
که درین خانه کسی نیست که حیرانش نیست ۲
دست امیّد من و بخت رسایی هیهات
این غباریست که بر گوشة دامانش نیست ۳
نفس نغمه طرازم به خیال رخ دوست
عندلیبیست که پروای گلستانش نیست ۴
به چه امید نهم دل که درین گوشة چشم
نگهی نیست که صد بار نگهبانش نیست ۵
شوخی طبع مرا هست بهاری که در او
بلبلی نیست که صد غنچه غزلخوانش نیست ۶
به چه دل جمع کند آنکه پریشانش نیست؟ ۱
حیرت صورت دیوار چنین میگوید
که درین خانه کسی نیست که حیرانش نیست ۲
دست امیّد من و بخت رسایی هیهات
این غباریست که بر گوشة دامانش نیست ۳
نفس نغمه طرازم به خیال رخ دوست
عندلیبیست که پروای گلستانش نیست ۴
به چه امید نهم دل که درین گوشة چشم
نگهی نیست که صد بار نگهبانش نیست ۵
شوخی طبع مرا هست بهاری که در او
بلبلی نیست که صد غنچه غزلخوانش نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۰ - بر دل از داغ غم قیاسی نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲ - امشب که ذوق جلوه رخش بینقاب داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.