هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا، احساسات عمیق عاشقانه، رنجهای عشق، و تأثیرات آن بر روح و جان را بیان میکند. شاعر از بیقراریهای عشق، گریهها، و نالههایش سخن میگوید و چگونه عشق او را از خواب غفلت بیدار کرده است. همچنین، اشارهای به صبر و ناشکیبایی و تأثیرات متضاد آنها دارد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'خواب عدم' و 'فتنهٔ چشم' ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۲۹۰ - خویش را بر آب و بر آیینه تا اظهار کرد
خویش را بر آب و بر آیینه تا اظهار کرد
آب را آتش زد و آینه را گلزار کرد ۱
مژده چشمِ دل براهِ مصرِ خواهش را که باز
اینک آن آشوب کنعان روی در بازار کرد ۲
عمرها آسوده بودم در شکر خواب عدم
فتنة چشم تو زین خواب خوشم بیدار کرد ۳
چون تل خاکستری کاید به پیش راه سیل
گریة من آسمان را با زمین هموار کرد ۴
شب که زخم ناوکش پی در پیم دل مینواخت
ز آن میان تیری که رد شد سخت بر من کار کرد ۵
ناشکیبایی چه بر جانم غم آسان کرده بود
صبر بر من عاقبت این کار را دشوار کرد ۶
بیثباتیهای نازت آه را از پا فکند
سرگرانیهای چشمت ناله را بیمار کرد ۷
یارب آسان کن به گوشش نالههای تیشه را
آنکه کوه بیستون را بر دل من بار کرد ۸
دشمنیهای کم فیّاض سدّ ره نبود
هر چه با من کرد آخر یاری آن یار کرد ۹
آب را آتش زد و آینه را گلزار کرد ۱
مژده چشمِ دل براهِ مصرِ خواهش را که باز
اینک آن آشوب کنعان روی در بازار کرد ۲
عمرها آسوده بودم در شکر خواب عدم
فتنة چشم تو زین خواب خوشم بیدار کرد ۳
چون تل خاکستری کاید به پیش راه سیل
گریة من آسمان را با زمین هموار کرد ۴
شب که زخم ناوکش پی در پیم دل مینواخت
ز آن میان تیری که رد شد سخت بر من کار کرد ۵
ناشکیبایی چه بر جانم غم آسان کرده بود
صبر بر من عاقبت این کار را دشوار کرد ۶
بیثباتیهای نازت آه را از پا فکند
سرگرانیهای چشمت ناله را بیمار کرد ۷
یارب آسان کن به گوشش نالههای تیشه را
آنکه کوه بیستون را بر دل من بار کرد ۸
دشمنیهای کم فیّاض سدّ ره نبود
هر چه با من کرد آخر یاری آن یار کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۹ - گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۱ - بیتو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.