هوش مصنوعی:
این متن به بیان تضاد بین زهد و رندی میپردازد. شاعر از توبه و زهد اظهار ندامت میکند و ترجیح میدهد به رندی و مینوشیدن ادامه دهد. همچنین به انتقاد از زاهدانی میپردازد که به ظاهر پرهیزکارند اما در باطن ریاکارند. متن با اشاره به حسرت و عشق به لذتهای دنیوی پایان مییابد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم پیچیدهای مانند تضاد بین زهد و رندی، انتقاد از ریاکاری و اشاره به مینوشیدن است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه کافی دارد. همچنین ممکن است برخی مفاهیم برای سنین پایینتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۴۱۷ - من اگر می نخورم پیش رود!
من اگر می نخورم پیش رود!
ور کنم توبه کس از من شنود! ۱
دل زاهد شود آزرده، بهست
که دل نازکی آزرده شود ۲
راست چون موی برون آید اگر
توبه چون خون به رگ من بدود ۳
من و رندی و تو و زهد و ریا
هر کسی کشتة خود میدرود ۴
همه شب تا سحر از حسرت حور
زاهد بیهده تنها غنود ۵
دام تزویر فرو چیده ولی
غیر احمق که به او میگرود! ۶
با تو گفتم بد زاهد فیّاض
حرف خوب است که بیرون نرود ۷
ور کنم توبه کس از من شنود! ۱
دل زاهد شود آزرده، بهست
که دل نازکی آزرده شود ۲
راست چون موی برون آید اگر
توبه چون خون به رگ من بدود ۳
من و رندی و تو و زهد و ریا
هر کسی کشتة خود میدرود ۴
همه شب تا سحر از حسرت حور
زاهد بیهده تنها غنود ۵
دام تزویر فرو چیده ولی
غیر احمق که به او میگرود! ۶
با تو گفتم بد زاهد فیّاض
حرف خوب است که بیرون نرود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۶ - چندان که از تو جور و جفا کم نمیشود
گوهر بعدی:شماره ۴۱۸ - هلاک همچو منی خشم و کین نمیخواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.