هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از غم و اندوه، عشق و رنجهای زندگی است. شاعر از اشکها و آههای خود میگوید که مانند گلهای پژمرده و اخگرهای خاموش هستند. او از دل زندهی عشق خود سخن میگوید که با وجود تاریکیها هنوز روشن است. شعلههای زندگی از خاکسترهای غم برمیخیزند و شاعر تسلی را در میان این رنجها میجوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۵۲ - خجل شد از سرشکم خاطر افسردة اخگر
خجل شد از سرشکم خاطر افسردة اخگر
گل اشکم کجا و غنچة پژمردة اخگر ۱
من آن دل زندة عشقم که با این تیره روزیها
کند خاکسترم روشن چراغ مردة اخگر ۲
اثر جوید ز آه سر من برچیدة آتش
گرو بازد به اشک گرم من افشردة اخگر ۳
لباس خودنمایی شعله از بالای خس دارد
نمیپوشد کفن جز از تن خود مردة اخگر ۴
دل فیّاض زا آسان تسلّی میتوان دادن
به خاکستر شود خوش خاطر آزردة اخگر ۵
گل اشکم کجا و غنچة پژمردة اخگر ۱
من آن دل زندة عشقم که با این تیره روزیها
کند خاکسترم روشن چراغ مردة اخگر ۲
اثر جوید ز آه سر من برچیدة آتش
گرو بازد به اشک گرم من افشردة اخگر ۳
لباس خودنمایی شعله از بالای خس دارد
نمیپوشد کفن جز از تن خود مردة اخگر ۴
دل فیّاض زا آسان تسلّی میتوان دادن
به خاکستر شود خوش خاطر آزردة اخگر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۱ - زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
گوهر بعدی:شماره ۴۵۳ - ای در سر از داغ توام هر لحظه سودای دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.