هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، با زبانی عارفانه و تغزلی، به موضوعاتی مانند توبه، شفاعت، جنون عشق، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که توبهاش را نپذیرد و به لطف او تکیه میکند. همچنین، از خطرات عشق و ناپایداری دنیا سخن میگوید و بر اهمیت شریعت و ناموس تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به جنون و طوفان بلا نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.
شماره ۴۵۶ - سایهای ساقی به جرم توبه از ما وامگیر
سایهای ساقی به جرم توبه از ما وامگیر
تکیه بر لطف تو دارم جرم ما بر ما مگیر ۱
انتقام توبه محتاج شفاعت کردن است
تا به پای خم نمیافتیم دست ما مگیر ۲
از جنون بیبهرهای بر گرد هامون پر مگرد
پی به اصلی تا نباشد خانه در صحرا مگیر ۳
قدر ناموس خود و عرض شریعت میبرد
محتسب گو دست ما در گردن مینا مگیر ۴
تر دماغی نیست با بوی گل داغ جنون
این گلاب هوشپرور از گل سودا مگیر ۵
موج طوفان بلا راهی به ساحل میبرد
گو خطر، بر کشتی ما ره درین دریا مگیر ۶
خویش را نادان گرفتن مایة آسودگیست
گر زنادانان نباشی خویش را دانا مگیر ۷
دوستان با هم نشینند و غیار از جا شوند
گر تو این فرصت نداری در دل ما جا مگیر ۸
لذّت دنیا همین فیّاض امیدش خوش است
از فلک کام دل خود می طلب، اما مگیر ۹
تکیه بر لطف تو دارم جرم ما بر ما مگیر ۱
انتقام توبه محتاج شفاعت کردن است
تا به پای خم نمیافتیم دست ما مگیر ۲
از جنون بیبهرهای بر گرد هامون پر مگرد
پی به اصلی تا نباشد خانه در صحرا مگیر ۳
قدر ناموس خود و عرض شریعت میبرد
محتسب گو دست ما در گردن مینا مگیر ۴
تر دماغی نیست با بوی گل داغ جنون
این گلاب هوشپرور از گل سودا مگیر ۵
موج طوفان بلا راهی به ساحل میبرد
گو خطر، بر کشتی ما ره درین دریا مگیر ۶
خویش را نادان گرفتن مایة آسودگیست
گر زنادانان نباشی خویش را دانا مگیر ۷
دوستان با هم نشینند و غیار از جا شوند
گر تو این فرصت نداری در دل ما جا مگیر ۸
لذّت دنیا همین فیّاض امیدش خوش است
از فلک کام دل خود می طلب، اما مگیر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۵ - ای دل طریقِ نیستی از من به یاد گیر
گوهر بعدی:شماره ۴۵۷ - حرفم از فکر سر زلرفی پریشانست باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.