هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر عرفانی و غنایی است که به موضوعاتی مانند عشق، فرصت‌های از دست رفته، صبر و امیدواری، و نگرانی از آینده می‌پردازد. شاعر از بهار و فرصت‌های ناکام مانده سخن می‌گوید و از عشق و جنون به عنوان ویژگی‌های ذاتی یاد می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند کفر و ایمان، صبر در کشاورزی و امیدواری به آینده اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به کفر و ایمان و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۶۶۱ - بهار رفت و نچیدیم گل ز گلشن او

بهار رفت و نچیدیم گل ز گلشن او
چمن چمن نشکفتیم از شکفتن او ۱

کشید گوشة دامن ز ما ولی در حشر
چو خون کشته بود دست ما و دامن او ۲

سپهر کام دل من نداد و می‌ترسم
که دود ناله برآرد دلم ز خرمن او ۳

چو شیشه هر که تنک ظرفیی کند در بزم
به قول مفتی خم خون او به گردن او ۴

به ذو فنونی فیّاض اعتباری نیست
اگر چه شیوة عشق و جنون بود فن او ۵

زلف افشاندی و بردی همه ایمان به گرو
کفر را سلسله جنبید دگر از سر نو ۶

سایه افکندی اگر بر سر ما نیست عجب
نتواند که ز خورشید نریزد پرتو ۷

نخل امّید به بر می‌رسد، اندیشه مدار
کشت را صبر بباید که رسد وقت درو ۸

با بدی چشم نکویی نتوان داشت ز کس
بَرِ گندم نخوری جان من از کشتة جو ۹

عیش امروز مده از کف فرصت فیّاض
غم فردا چه خوری روز نو و روزی نو ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۹۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۶۰ - در خواب خمار آن چشم دایم ز شراب او
گوهر بعدی:شماره ۶۶۲ - ای سرو، پای بستة سرو روان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.