هوش مصنوعی: این متن بیانگر احساسات شاعر نسبت به یار دورافتاده‌ای است که به او بی‌توجهی کرده و یادش را نکرده است. شاعر از بی‌وفایی و بی‌اعتنایی یارش شکایت دارد و احساس می‌کند که تلاش‌هایش برای جلب توجه او بی‌فایده بوده است. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که اعتمادش به یارش از بین رفته است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۶۷ - یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد

یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد
مدتی رفتیم و او یک بار یاد ما نکرد ۱

مجلس ما هر دم از یادش بهشتی دیگر است
گر چه هرگز یاد ما حوری نژاد ما نکرد ۲

بر سر سد راه داد ما به گوش او رسید
یک ره آن بیداد گر گوشی به داد ما نکرد ۳

دل به خاک رهگذارش عمرها پهلو نهاد
او گذاری بر دل خاکی نهاد ما نکرد ۴

اعتماد ما یکی سد شد به وحشی زین غزل
کیست کو سد آفرین بر اعتقاد ما نکرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۰
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۶ - المنةلله که شب هجر سر آمد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۸ - آنکس که دامن از پی کین تو بر زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.