هوش مصنوعی:
این متن بیانگر احساسات شدید عاشقانه و جنونآمیزی است که شاعر نسبت به معشوق خود دارد. او از عشقی سخن میگوید که باعث بیخودی و غوغای درونی او میشود و آرزو میکند که دنیا پر از اشکهای او و لالهزار چشمهای خونبارش باشد. شاعر از هوسهای وحشیانه و شبهای بیخوابی سخن میگوید که در آن افسانههای سودای او در هر گوشهای طنینانداز است.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند 'جنون' و 'هوس وحشی' ممکن است نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری برای درک کامل داشته باشد.
غزل ۱۷۲ - خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد
خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد
به هر جا پا نهم از بیخودی غوغای من باشد ۱
خوش آن عشقی که در کوی جنونم خسروی بخشد
جهان پر لشکر از اشک جهان پیمای من باشد ۲
هوس دارم دگر در عشق آن شب زندهداری ها
که در هر گوشهای افسانهٔ سودای من باشد ۳
خوش آن کز خار خار داغ عشق لاله رخساری
جهانی لاله زار چشم خون پالای من باشد ۴
مرا دیوانه سازد این هوس وحشی که از یاری
مهی را گوش بر افسانهٔ شبهای من باشد ۵
به هر جا پا نهم از بیخودی غوغای من باشد ۱
خوش آن عشقی که در کوی جنونم خسروی بخشد
جهان پر لشکر از اشک جهان پیمای من باشد ۲
هوس دارم دگر در عشق آن شب زندهداری ها
که در هر گوشهای افسانهٔ سودای من باشد ۳
خوش آن کز خار خار داغ عشق لاله رخساری
جهانی لاله زار چشم خون پالای من باشد ۴
مرا دیوانه سازد این هوس وحشی که از یاری
مهی را گوش بر افسانهٔ شبهای من باشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۷۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۱ - اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند
گوهر بعدی:غزل ۱۷۳ - در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.