هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناکامی‌ها و دردهای عاطفی خود سخن می‌گوید. او از تلاش‌های بی‌ثمر، از دست دادن فرصت‌ها، و احساس تنهایی و ناامیدی می‌نالد. همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند که باعث سقوط و نابودی او شده است. در نهایت، شاعر به خواب و رویا پناه می‌برد تا از دردهایش بگریزد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۱۸۲ - کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد

کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد
این نقد بقا چیست که بیهوده فنا شد ۱

اظهار محبت به سگ کوی تو کردیم
گفتیم مگر دوست شود دشمن ما شد ۲

دل خون شد و از دیدهٔ خونابه فشان رفت
تا رفته‌ای از دیده چه گویم که چها شد ۳

با جلوهٔ حسنت چه کند این تن چون کاه
انوار تجلیست کزان کوه ز پا شد ۴

رفتیم به خواب غم از افسانهٔ وحشی
او را که به عشرتگه ما راهنما شد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۷
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۱ - کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید
گوهر بعدی:غزل ۱۸۳ - پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.