هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به زیبایی و جذابیت عشق و عاشقی میپردازد. شاعر از جذبههای عشق، زیباییهای طبیعت و مسائل عرفانی سخن میگوید. او از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که انسان را به سوی خود میکشاند و از هر دری که پرانده شود، بیشتر بازمیگردد. همچنین، شاعر به مسائل اخلاقی و اجتماعی مانند حضور محتسب و ترس از مجازات اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مسائل اخلاقی و اجتماعی مانند حضور محتسب و ترس از مجازات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹۷ - که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
کلاه کج نهد از ناز و بر سرگذر آید ۱
رسید بار دگر بار حسن حکم چه باشد
دگر که از نظر افتد که باز در نظر آید ۲
ز سوی مصر به کنعان عجب رهیست که باشد
هنوز قافله در مصر و قاصد و خبر آید ۳
کمینه خاصیت عشق جذبهایست که کس را
ز هر دری که پرانند بیش ، بیشتر آید ۴
سبو به دوش و صراحی به دست و محتسب از پی
نعوذبالله اگر پای من به سنگ بر آید ۵
مگو که وحشیم آید ز پی اگر بروم من
چه مانعست نیاید چرا به چشم و سر آید ۶
کلاه کج نهد از ناز و بر سرگذر آید ۱
رسید بار دگر بار حسن حکم چه باشد
دگر که از نظر افتد که باز در نظر آید ۲
ز سوی مصر به کنعان عجب رهیست که باشد
هنوز قافله در مصر و قاصد و خبر آید ۳
کمینه خاصیت عشق جذبهایست که کس را
ز هر دری که پرانند بیش ، بیشتر آید ۴
سبو به دوش و صراحی به دست و محتسب از پی
نعوذبالله اگر پای من به سنگ بر آید ۵
مگو که وحشیم آید ز پی اگر بروم من
چه مانعست نیاید چرا به چشم و سر آید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۶ - کسی از دور تا کی چین ابروی کسی بیند
گوهر بعدی:غزل ۱۹۸ - شوقم گرفت و از در عقلم برون کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.