هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از روزگار سخت و ناعادلانه است. او از خداوند طلب رستگاری میکند و از بیعدالتیها و مشکلات زندگی شکایت دارد. شاعر از دوری از جامعه و تنهایی خود میگوید و از اینکه کسی به حال او توجهی ندارد، گله میکند. او همچنین به مسائل مالی و اجتماعی خود اشاره میکند و از بدبختی و بیپولی خود مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق اجتماعی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از عبارات ممکن است نیاز به تفسیر و توضیح داشته باشند که برای نوجوانان مناسبتر است.
شماره ۱۰ - ای خداوند فتن ران فطن از تو چنان
ای خداوند فتن ران فطن از تو چنان
کز تو دارد رستگاری خاطر مفتون من ۱
وی ترا رتبت از آن افزون که جادو و فکرتم
گنج و صفت را تواندگنج در مضمون من ۲
پیش اوج طبع دریا موج لؤلؤ فوج تو
استقامت نیست اندرگفته موزون من ۳
روزگار میرود از عمرکزبی شفتی
خود نمیپرسی زکس آیا چه شد جیحون من ۴
بنده نیز از دور چرخ و جور دهر و طور خلق
عزلتی بگزیدم وزو خوش دل محزون من ۵
بختم اندر وهن و رختم رهن و تختم بی سرود
با چه رو در همگنان برجا بود قانون من ۶
زین فسانه درگذر شلوارکی دارم بپای
کاندراسش برده ازسر هوش پر افسون من ۷
هرکجا بنشینم از بس رخنه برخیزد ازو
سربر آرد از شکافی خرزه ملعون من ۸
گوئی از سوراخ بیحد پوست تخت کاوه است
وان ذکر چوب علم وین خایه افریدون من ۹
یا برات قطعه ماهوت نیلی لطف کن
تا رهد از تیره بختی ذوق روز افزون من ۱۰
یا به شکر آنکه صد شلوار بیشت داده بخت
خود بکن شلوارت از پای و بکن در کون من ۱۱
کز تو دارد رستگاری خاطر مفتون من ۱
وی ترا رتبت از آن افزون که جادو و فکرتم
گنج و صفت را تواندگنج در مضمون من ۲
پیش اوج طبع دریا موج لؤلؤ فوج تو
استقامت نیست اندرگفته موزون من ۳
روزگار میرود از عمرکزبی شفتی
خود نمیپرسی زکس آیا چه شد جیحون من ۴
بنده نیز از دور چرخ و جور دهر و طور خلق
عزلتی بگزیدم وزو خوش دل محزون من ۵
بختم اندر وهن و رختم رهن و تختم بی سرود
با چه رو در همگنان برجا بود قانون من ۶
زین فسانه درگذر شلوارکی دارم بپای
کاندراسش برده ازسر هوش پر افسون من ۷
هرکجا بنشینم از بس رخنه برخیزد ازو
سربر آرد از شکافی خرزه ملعون من ۸
گوئی از سوراخ بیحد پوست تخت کاوه است
وان ذکر چوب علم وین خایه افریدون من ۹
یا برات قطعه ماهوت نیلی لطف کن
تا رهد از تیره بختی ذوق روز افزون من ۱۰
یا به شکر آنکه صد شلوار بیشت داده بخت
خود بکن شلوارت از پای و بکن در کون من ۱۱
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۱
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - ای مهین والاگهر والی که ما از همتت
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - نبندد مرد عاقل دل بد این فرتوت زن دنیا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.