هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، حسرت، امید و ناامیدی سخن می‌گوید. او از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و تأثیرات عشق بر روح و روانش صحبت می‌کند. شاعر به دنبال آرامش و وصال است، اما در عین حال از درد و رنج عشق نیز رنج می‌برد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۲۰۶ - عشق کو تا شحنهٔ حسرت به زندانم کشد

عشق کو تا شحنهٔ حسرت به زندانم کشد
انتقال عهد فارغ بالی از جانم کشد ۱

بر در میخانه من خواهم که آید غمزه مست
گه میانم گیرد و گاهی گریبانم کشد ۲

پر نگاهی کو که چون بر دل گشاید تیر ناز
از پی هم سد نگه تازد که پیکانم کشد ۳

سرمه‌ای خواهم که جز یک رو نبینم ، عشق کو
تا به میل آتشین در چشم گریانم کشد ۴

گلشن شوقی هوس دارم که رضوان از بهشت
بر در باغ آید و سوی گلستانم کشد ۵

وعده گاهی کو که چون نومید برخیزم ز وصل
دست امید وفای وعده دامانم کشد ۶

در کدامین چشم جویم آن نگاه بردگی
کاشکارا گویدم برخیز و پنهانم کشد ۷

آن غزالی را که وحشی خواهد ار واقع شود
دهر بس نیت که از طبع غزلخوانم کشد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۷
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۵ - خونخواره راهی می‌روم تا خود به پایان کی رسد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۷ - درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.