هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عاشقانه و فراق از یار است. شاعر از جدایی و سوز دل سخن میگوید و آرزو میکند که کسی که باعث این فراق شده، خود نیز در آتش عشق بسوزد. همچنین، شاعر تأکید میکند که اهل دل هرگز از هم نمیبرند، حتی اگر از دنیا بروند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۱۱ - کی اهل دل به کام خود از دوستان برند
کی اهل دل به کام خود از دوستان برند
تا کارشان به جان نرسد کی ز جان برند ۱
از ما برید یار به اندک حکایتی
چندان نبود این که ز هم دوستان برند ۲
شد گرم تا شنید ز ما سوز دل چو شمع
آه این چه حرف بود که ما را زبان برند ۳
آنکس که گشت باعث سوز فراق ما
یارب سرش به مجلس او شمعسان برند ۴
وحشی مبر به تیغ ز جانان که اهل دل
از هم نمیبرند اگر از جهان برند ۵
تا کارشان به جان نرسد کی ز جان برند ۱
از ما برید یار به اندک حکایتی
چندان نبود این که ز هم دوستان برند ۲
شد گرم تا شنید ز ما سوز دل چو شمع
آه این چه حرف بود که ما را زبان برند ۳
آنکس که گشت باعث سوز فراق ما
یارب سرش به مجلس او شمعسان برند ۴
وحشی مبر به تیغ ز جانان که اهل دل
از هم نمیبرند اگر از جهان برند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۰ - آه شراره بارم کان از درون برآمد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲ - ز عشق من به تو اغیار بدگمان شدهاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.