هوش مصنوعی:
این غزل بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق است که با وجود جفا و بیتوجهی معشوق، شاعر همچنان به او وفادار است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و خود را بنده و چاکر او میداند. همچنین، شاعر از رنج و بلای عشق شکایت میکند اما در نهایت عشق خود را پایدار میداند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از برخی اصطلاحات و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۹۰ - در غزل است
تا کرده ام ای دوست به عشق تو تولا
شد رنج و بلای دلم آن قامت و بالا ۱
شایند تو را جان و روان بنده و چاکر
زیبند تو را حور و پری خادم و مولا ۲
با طلعت میگونی و با دولت میمون
با صورت حورائی و با دیده شهلا ۳
حقا که چو جان دارمت و بلکه به از جان
هست از دل «من» آگه الله تعالی ۴
جانا بنه این خوی بد از سر که پس آنگه
یک باره تبرا شود آن جمله تولا ۵
در هیچ مرادی ز تو آری نشنیدیم
آخر نعمی بایدمان تا کی ازاین لا ۶
ما را ز تو جان و دل و سیم و زر و کالا
هر چند نباشد به همه وقت دریغا ۷
با جور و جفاکردن تو فایده ای نیست
چندان که همی گویمت البته و اصلا ۸
تاروز قیامت ز مقالات قوامی
گویند غزلهای تو دربزم اجلا ۹
شد رنج و بلای دلم آن قامت و بالا ۱
شایند تو را جان و روان بنده و چاکر
زیبند تو را حور و پری خادم و مولا ۲
با طلعت میگونی و با دولت میمون
با صورت حورائی و با دیده شهلا ۳
حقا که چو جان دارمت و بلکه به از جان
هست از دل «من» آگه الله تعالی ۴
جانا بنه این خوی بد از سر که پس آنگه
یک باره تبرا شود آن جمله تولا ۵
در هیچ مرادی ز تو آری نشنیدیم
آخر نعمی بایدمان تا کی ازاین لا ۶
ما را ز تو جان و دل و سیم و زر و کالا
هر چند نباشد به همه وقت دریغا ۷
با جور و جفاکردن تو فایده ای نیست
چندان که همی گویمت البته و اصلا ۸
تاروز قیامت ز مقالات قوامی
گویند غزلهای تو دربزم اجلا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۹ - در غزل است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۱ - در غزل واشاره به مدح نوشروان نامی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.