هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات شاعر دربارهٔ نیازهای معنوی، انتظار برای لطف و بخشش، قناعت، و امید به روز جزاست. شاعر از حسرتها، آرزوها، و نیازهای خود سخن میگوید و در عین حال به قناعت و امیدواری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۹۷ - گل نیم در بر لباس محترم باشد مرا
گل نیم در بر لباس محترم باشد مرا
سرو و باغم جامه از برگ کرم باشد مرا ۱
اهل دنیا گر به سوی خانه تکلیفم کنند
قطع ره کردن بیابان عدم باشد مرا ۲
چون صدف با قطره آبی قناعت می کنم
از فلک سالی اگر امید نم باشد مرا ۳
سفره منعم بود زنجیر پای آرزو
بام زندان خانه اهل کرم باشد مرا ۴
هر که بر سر وقتم آید می کنم او را نثار
همچو گل گر دامنی پر از درم باشد مرا ۵
نامه ام را حاجیان با دیده خود می برند
خامه از مژگان آهوی حرم باشد مرا ۶
می کشد شرمندگی حمال از پشت دو تا
سد راه آرزوها قد خم باشد مرا ۷
غنچه ام کردم به اندک التفاتی تازه روی
انتظاری بر نسیم صبحدم باشد مرا ۸
شاخ نخل پرثمر در بوستان باشد دو تا
روز حشر امیدها از پشت خم باشد مرا ۹
احتیاج شاه از درویش باشد بیشتر
کاسه دست گدایی جام جم باشد مرا ۱۰
از چمن گر بوی گل آید نمی جنبم ز جا
همنشین تا خامه مشکین رقم باشد مرا ۱۱
پیرو آزادگان آسوده است از زخم خار
در بیابان کفش پا نقش قدم باشد مرا ۱۲
غنچه خسبم خود ز جا برخیزم و خود وا شوم
تا کی امداد از نسیم صبحدم باشد مرا ۱۳
دست خود از قطعه تاریخ کوته کرده ام
شاهد روز جزا لوح و قلم باشد مرا ۱۴
می برم ای سیدا حسرت به دست برگ تاک
دیدن اهل کرم اسباب غم باشد مرا ۱۵
سرو و باغم جامه از برگ کرم باشد مرا ۱
اهل دنیا گر به سوی خانه تکلیفم کنند
قطع ره کردن بیابان عدم باشد مرا ۲
چون صدف با قطره آبی قناعت می کنم
از فلک سالی اگر امید نم باشد مرا ۳
سفره منعم بود زنجیر پای آرزو
بام زندان خانه اهل کرم باشد مرا ۴
هر که بر سر وقتم آید می کنم او را نثار
همچو گل گر دامنی پر از درم باشد مرا ۵
نامه ام را حاجیان با دیده خود می برند
خامه از مژگان آهوی حرم باشد مرا ۶
می کشد شرمندگی حمال از پشت دو تا
سد راه آرزوها قد خم باشد مرا ۷
غنچه ام کردم به اندک التفاتی تازه روی
انتظاری بر نسیم صبحدم باشد مرا ۸
شاخ نخل پرثمر در بوستان باشد دو تا
روز حشر امیدها از پشت خم باشد مرا ۹
احتیاج شاه از درویش باشد بیشتر
کاسه دست گدایی جام جم باشد مرا ۱۰
از چمن گر بوی گل آید نمی جنبم ز جا
همنشین تا خامه مشکین رقم باشد مرا ۱۱
پیرو آزادگان آسوده است از زخم خار
در بیابان کفش پا نقش قدم باشد مرا ۱۲
غنچه خسبم خود ز جا برخیزم و خود وا شوم
تا کی امداد از نسیم صبحدم باشد مرا ۱۳
دست خود از قطعه تاریخ کوته کرده ام
شاهد روز جزا لوح و قلم باشد مرا ۱۴
می برم ای سیدا حسرت به دست برگ تاک
دیدن اهل کرم اسباب غم باشد مرا ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - گردبادم دامن صحرا وطن باشد مرا
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - شمعم و هرگز نمی سازد کسی روشن مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.