هوش مصنوعی:
شاعر از تجربههای عاشقانه و دیوانگیهای خود میگوید، از توبه کردن و ترک میخانه سخن میگوید، و از سفر کردن و دوری از آشنایان و صبر و دین و دل بیگانه شدن صحبت میکند. در نهایت، از تاثیر شراب و از دست دادن خود در یک پیمانه شراب میگوید.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۸۸ - ز کوی آن پری دیوانه رفتم
ز کوی آن پری دیوانه رفتم
نکو کردم خردمندانه رفتم ۱
بیا بشنو ز من افسانه ی عشق
که دیگر بر سر افسانه رفتم ۲
ز من باور کند زاهد زهی عقل
که کردم توبه وز میخانه رفتم ۳
سفر کردم ز کوی آشنایی
ز صبر و دین و دل بیگانه رفتم ۴
چه می بود اینکه ساقی داد وحشی
که من از خود به یک پیمانه رفتم ۵
نکو کردم خردمندانه رفتم ۱
بیا بشنو ز من افسانه ی عشق
که دیگر بر سر افسانه رفتم ۲
ز من باور کند زاهد زهی عقل
که کردم توبه وز میخانه رفتم ۳
سفر کردم ز کوی آشنایی
ز صبر و دین و دل بیگانه رفتم ۴
چه می بود اینکه ساقی داد وحشی
که من از خود به یک پیمانه رفتم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۷ - دارد که چون تو پادشهی بندهات شوم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۹ - خوشست آن مه به اغیار آزمودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.