هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از گوشهنشینی و دوری از هنر و فعالیت میگوید. او احساس امنیت از آسیبهای روزگار دارد و از رنجهای دنیا شکایت میکند. همچنین، از مرگ دوستان و انتقام از دشمنان سخن میگوید و به صبر و تحمل در برابر مشکلات اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عرفانی، اندوه و مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۹ - افلاک را گداخت دل صبر پیشه ام
افلاک را گداخت دل صبر پیشه ام
می گیرد انتقام خود از سنگ شیشه ام ۱
از مرگ همدمان دل سنگ آب می شود
خون می خورد به ماتم فرهاد تیشه ام ۲
بر خاکسار محنت دنیا چه می کند
ایمن بود ز آفت ایام ریشه ام ۳
عمریست سیدا ز هنر دست شسته ام
شد مدتی که گوشه نشینی است پیشه ام ۴
می گیرد انتقام خود از سنگ شیشه ام ۱
از مرگ همدمان دل سنگ آب می شود
خون می خورد به ماتم فرهاد تیشه ام ۲
بر خاکسار محنت دنیا چه می کند
ایمن بود ز آفت ایام ریشه ام ۳
عمریست سیدا ز هنر دست شسته ام
شد مدتی که گوشه نشینی است پیشه ام ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۸ - شهر و صحرا درگرفت از آتش رخسار گل
گوهر بعدی:شماره ۳۶۰ - پادشاها با تو جان دردمند آورده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.