هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از فراغت و رهایی از دغدغههای گذشته سخن میگوید. او از وداع با خانهخرابی، داغ عشق، و تبوتابهای پیشین یاد میکند و به آرامش جدیدی رسیده است. همچنین، از از دست دادن شور و نشاط گذشته و تبدیل اشک به سنگ در گلو و ریختن شراب بر خاک صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'داغ عشق' و 'شراب' نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
شماره ۳۶۱ - بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم
بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم
پرواز کرد مرغ کبابی که داشتم ۱
شوخی نیافتم که کنم صرف عمر خویش
در شیشه بو گرفت گلابی که داشتم ۲
شستم زیار نو خط خود دست آرزو
انداختم در آب کتابی که داشتم ۳
اشکم چو سنگ در گلوی شیشه شد گره
از جوش ماند چشمه آبی که داشتم ۴
چون نبض مستقیم ز پرواز مانده ام
گردید معتدل تب و تابی که داشتم ۵
انداختم ز سینه برون داغ عشق را
کردم وداع خانه خرابی که داشتم ۶
ای سیدا فراغت خاطر نمود روی
آمد به جای بالش خوابی که داشتم ۷
پرواز کرد مرغ کبابی که داشتم ۱
شوخی نیافتم که کنم صرف عمر خویش
در شیشه بو گرفت گلابی که داشتم ۲
شستم زیار نو خط خود دست آرزو
انداختم در آب کتابی که داشتم ۳
اشکم چو سنگ در گلوی شیشه شد گره
از جوش ماند چشمه آبی که داشتم ۴
چون نبض مستقیم ز پرواز مانده ام
گردید معتدل تب و تابی که داشتم ۵
انداختم ز سینه برون داغ عشق را
کردم وداع خانه خرابی که داشتم ۶
ای سیدا فراغت خاطر نمود روی
آمد به جای بالش خوابی که داشتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۰ - پادشاها با تو جان دردمند آورده ام
گوهر بعدی:شماره ۳۶۲ - شب چو یاد عارض آن شعله قامت می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.