هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است که در برابر جمال او، همه چیز حتی بهشت و حور و غلمان را فراموش می‌کند. شاعر خود را خاک پای معشوق می‌داند و تنها به لطف او امید دارد. همچنین، اشاره‌ای به انتقاد دیگران از عشق او و بی‌توجهی زاهد به جمال معشوق دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگانی مانند 'کفر' و 'ایمان' و مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۰ - چو در کویت وطن دارم نجویم باغ رضوان را

چو در کویت وطن دارم نجویم باغ رضوان را
چو بر رویت نظر دارم نخواهم حور و غلمان را ۱

نه کافر نی مسلمانم که یاد طره و رویت
ببرد از خاطرم یکباره شرح کفر و ایمان را ۲

دو جرعه باده‌ام ساقی کرم کرد و یکی دیدم
می و مینا و ساقی عشق و عاشق جان و جانان را ۳

شبی در خواب می‌دیدند کاش آن طره را آنان
که بر من خرده می‌گیرند گفتار پریشان را ۴

ندید ار زاهد آن رخسار این نبود عجب آری
نبیند چشم نابینا رخ خورشید تابان را ۵

به عالم هرکسی آورده بر کف از کسی دامان
صغیر آورده بر کف دامن شاه خراسان را ۶

منم خاک کف پای سگ کوی شهنشاهی
که ضامن شد ز راه مرحمت وحش بیابان را ۷

همی‌خواهم به آن چیزی که خود می‌داند آن سرور
نوازد از طریق لطف این عبد ثناخوان را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹ - گردون همیشه پست کند ارجمند را
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - بگشود تا به خنده لب نوشخند را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.