هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و بی‌قید و شرط شاعر به معشوق (حبیب) است. شاعر هر آنچه دارد را فدای عشق می‌کند و غیر از معشوق چیزی نمی‌خواهد. او از جفا و وفای معشوق آگاه نیست و تنها رضای او را می‌طلبد. شاعر حتی دل خود را نیز جایگاه معشوق می‌داند و حاضر است همه هستی خود را فدای او کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

شماره ۴۱ - گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب

گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب
برو برو که نیی لایق لقای حبیب ۱

من و هر آنچه که باشد فدای آن عاشق
که کرد غیر حبیب آنچه به فدای حبیب ۲

کسان که محو حبیبند نیستند آگه
نه از جفای حبیب و نه از وفای حبیب ۳

من از حبیب نخواهم جز او وگر خواهم
نخواهم آنچه نباشد در آن رضای حبیب ۴

نمانده غیر دلی بهر من به جا وین هم
نگاه دارمش از آنکه هست جای حبیب ۵

چنان شدم که اگر بودمی دوصد سر و جان
به دوستی قسم افشاندمی به پای حبیب ۶

برو چراغ محبت به دل فروز آنگاه
چو آفتاب ببین روی دلربای حبیب ۷

من آن صغیر که بودم نیم به مردم وداد
حیات تازه مرا لعل جان فزای حبیب ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰ - ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - ساقیا بی تکلف آر شراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.