هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است که در آن وابستگی شدید، بیقراری ناشی از جدایی، و ستایش صفات معشوق به تصویر کشیده شده است. شاعر خود را گدای عشق معشوق میداند و دنیا را در برابر این عشق بیارزش میشمرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی یا ادبی ممکن است نیاز به دانش زمینهای داشته باشند.
شماره ۱۲۹ - دل مرا ز کمندت سر رهائی نیست
دل مرا ز کمندت سر رهائی نیست
کجا رود بکسش جز تو آشنائی نیست ۱
بیا بیا که دلم بی تو از جهان سیر است
مرو مرو که مرا طاقت جدائی نیست ۲
بدور چشم تو و زلف تو دگر کارم
بآهوی ختن و نافه ختائی نیست ۳
بتان چو دل بربایند بوسه ئی بدهند
ولی تو را صفتی غیر دلربائی نیست ۴
گدای شاه نجف شو که هیچ سلطنتی
به روزگار برابر بدین گدائی نیست ۵
صغیر پیرهنی بیش از جهان نبرد
کنون غمی بدل او را ز بی قبایی نیست ۶
کجا رود بکسش جز تو آشنائی نیست ۱
بیا بیا که دلم بی تو از جهان سیر است
مرو مرو که مرا طاقت جدائی نیست ۲
بدور چشم تو و زلف تو دگر کارم
بآهوی ختن و نافه ختائی نیست ۳
بتان چو دل بربایند بوسه ئی بدهند
ولی تو را صفتی غیر دلربائی نیست ۴
گدای شاه نجف شو که هیچ سلطنتی
به روزگار برابر بدین گدائی نیست ۵
صغیر پیرهنی بیش از جهان نبرد
کنون غمی بدل او را ز بی قبایی نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - خدای آنچه بزلف نگار چین انداخت
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - گفتن یک یاعلی به صدق و ارادت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.