هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعات عشق، دلبستگی، وصف معشوق، و رابطهی عاشق و معشوق میپردازد. شاعر از عشق عمیق، فداکاری، و جذابیتهای معشوق سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند مجنون و لیلی، شمع و پروانه، و چشمه و دریا، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارند.
شماره ۱۸۷ - آن که از دوست بجز دوست تقاضا دارد
آن که از دوست بجز دوست تقاضا دارد
لاف عشق ار بزند دعوی بیجا دارد ۱
نازم آن شوخ که از غمزه و طنازی و ناز
دلبری را همه اسباب مهیا دارد ۲
در غم سلسلهٔ موی تو ای لیلی جان
همچو مجنون دل ما خیمه بصحرا دارد ۳
نکشد نیم نفس عشق تو پای از سر ما
این خود از غایت لطفی استکه با ما دارد ۴
دامنم پر گهر از چشمهٔ چشمست مدام
نازم این چشمه که ترجیح بدریا دارد ۵
چرخ را عشق درآورده بگردش این شاه
زیر فرمان ز ثری تا به ثریا دارد ۶
همه اجزاء جهان جاذب و مجذوب همند
راستی کارگه صنع تماشا دارد ۷
ناتوان را که بود بهر رعایت مسئول
آن که بازوی هنرمند و توانا دارد ۸
کی بحال تو بسوزد دل دلدار صغیر
شمع از سوزش پروانه چه پروا دارد ۹
لاف عشق ار بزند دعوی بیجا دارد ۱
نازم آن شوخ که از غمزه و طنازی و ناز
دلبری را همه اسباب مهیا دارد ۲
در غم سلسلهٔ موی تو ای لیلی جان
همچو مجنون دل ما خیمه بصحرا دارد ۳
نکشد نیم نفس عشق تو پای از سر ما
این خود از غایت لطفی استکه با ما دارد ۴
دامنم پر گهر از چشمهٔ چشمست مدام
نازم این چشمه که ترجیح بدریا دارد ۵
چرخ را عشق درآورده بگردش این شاه
زیر فرمان ز ثری تا به ثریا دارد ۶
همه اجزاء جهان جاذب و مجذوب همند
راستی کارگه صنع تماشا دارد ۷
ناتوان را که بود بهر رعایت مسئول
آن که بازوی هنرمند و توانا دارد ۸
کی بحال تو بسوزد دل دلدار صغیر
شمع از سوزش پروانه چه پروا دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶ - دلدار ما به درد دل ما نمی رسد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸ - هزار بار به خون جگر طهارت کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.