هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف عشق، جذابیت معشوق، درد دل عاشق و مفاهیمی مانند عدالت الهی و انتظار وصال میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند فلک، مهر، سرو و باد صبا برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین برخی از ابیات مانند «ستمکارا ستم کم کن...» حاوی پیامهای اخلاقی هستند که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مفید است.
شماره ۲۱۰ - فلک خم گشت کز خود طرح چوگان تو اندازد
فلک خم گشت کز خود طرح چوگان تو اندازد
چو گو شد مهر تا خود را بمیدان تو اندازد ۱
عجب شیرین نمکدانی بود لعلت که میخواهد
دل مجروح خود را در نمکدان تو اندازد ۲
بمانند دل مجروح من صد چاک شد شانه
که شاید چنک در زلف پریشان تو اندازد ۳
درآ در بوستان تا سرو از خجلت ز پا افتد
نظر چون بر قد سرو خرامان تو اندازد ۴
عجب نبود ز حسن دلفریبت ای زلیخاوش
که یوسف خویش در چاه ز نخدان تو اندازد ۵
صبا گرد جهان سرگشته میگردد همی شاید
که تا رحل اقامت در بیابان تو اندازد ۶
دلا مگذار از کف شیشهٔ میبیشتر از آن
که گردون سنک کین بر شیشه جان تو اندازد ۷
ستمکارا ستم کم کن که آخر چنک آویزش
مکافات عمل اندر گریبان تو اندازد ۸
صغیرا گر وصال یار خواهی دیده گریان کن
بود کان مه نظر بر چشم گریان تو اندازد ۹
چو گو شد مهر تا خود را بمیدان تو اندازد ۱
عجب شیرین نمکدانی بود لعلت که میخواهد
دل مجروح خود را در نمکدان تو اندازد ۲
بمانند دل مجروح من صد چاک شد شانه
که شاید چنک در زلف پریشان تو اندازد ۳
درآ در بوستان تا سرو از خجلت ز پا افتد
نظر چون بر قد سرو خرامان تو اندازد ۴
عجب نبود ز حسن دلفریبت ای زلیخاوش
که یوسف خویش در چاه ز نخدان تو اندازد ۵
صبا گرد جهان سرگشته میگردد همی شاید
که تا رحل اقامت در بیابان تو اندازد ۶
دلا مگذار از کف شیشهٔ میبیشتر از آن
که گردون سنک کین بر شیشه جان تو اندازد ۷
ستمکارا ستم کم کن که آخر چنک آویزش
مکافات عمل اندر گریبان تو اندازد ۸
صغیرا گر وصال یار خواهی دیده گریان کن
بود کان مه نظر بر چشم گریان تو اندازد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - زلف از شانه بروی چو قمر میریزد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - هر کس نه بعشق از سر اخلاص قدم زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.