هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از حافظ، بیانگر درد و رنج عشق و تأثیر عمیق آن بر دل و جان شاعر است. او از زیبایی معشوق، حیرانی و سرگشتگی خود در عشق، و ضعف و لاغری ناشی از غم عشق سخن میگوید. همچنین، شاعر به قدرت عشق در دگرگونیهای روحی و معنوی اشاره میکند و در نهایت، از فیض و لطف الهی و ارتباطش با عشق سخن میراند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم عمیق و استعاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۲۴۷ - غم عشقت نه همین قصد دل و جانم کرد
غم عشقت نه همین قصد دل و جانم کرد
که ره عقل زد و رخنه به ایمانم کرد ۱
مات خود ساخت مرا چون که بمعنی نگرم
آنکه در صورت زیبای تو حیرانم کرد ۲
همچو پرگار که در دایره سرگردانست
نقطهٔ خال تو سرگشته دورانم کرد ۳
با چه تشبیه کنم لاغری خود که غمت
آن چه از ضعف نیاید بنظر آنم کرد ۴
خاتم لعل تو در دست خیالم چو فتاد
مور بودم به ضعیفی و سلیمانم کرد ۵
دوش در مجمع عشاق به من باد صبا
بوئی از زلف تو آورد و پریشانم کرد ۶
بهر من صافی و روشن دلی و پاکی بس
چه غم ار عشق تو چون آینه عریانم کرد ۷
میزبان ازل الحق به من اکرام نمود
که سر خوان غم عشق تو مهمانم کرد ۸
مگرت راه بدریا بود ای چشمهٔ چشم
که بیک چشم زدن سیل تو ویرانم کرد ۹
پیش از این بود مرا قفل خموشی بدهان
آن غزال حرم حسن غزلخوانم کرد ۱۰
ز چه رو رایت رفعت به خور آسان نزنم
که خدا خاک در شاه خراسانم کرد ۱۱
تا ابد دست من و دامن آن شاه صغیر
کز ازل او گهر فیض بدامانم کرد ۱۲
که ره عقل زد و رخنه به ایمانم کرد ۱
مات خود ساخت مرا چون که بمعنی نگرم
آنکه در صورت زیبای تو حیرانم کرد ۲
همچو پرگار که در دایره سرگردانست
نقطهٔ خال تو سرگشته دورانم کرد ۳
با چه تشبیه کنم لاغری خود که غمت
آن چه از ضعف نیاید بنظر آنم کرد ۴
خاتم لعل تو در دست خیالم چو فتاد
مور بودم به ضعیفی و سلیمانم کرد ۵
دوش در مجمع عشاق به من باد صبا
بوئی از زلف تو آورد و پریشانم کرد ۶
بهر من صافی و روشن دلی و پاکی بس
چه غم ار عشق تو چون آینه عریانم کرد ۷
میزبان ازل الحق به من اکرام نمود
که سر خوان غم عشق تو مهمانم کرد ۸
مگرت راه بدریا بود ای چشمهٔ چشم
که بیک چشم زدن سیل تو ویرانم کرد ۹
پیش از این بود مرا قفل خموشی بدهان
آن غزال حرم حسن غزلخوانم کرد ۱۰
ز چه رو رایت رفعت به خور آسان نزنم
که خدا خاک در شاه خراسانم کرد ۱۱
تا ابد دست من و دامن آن شاه صغیر
کز ازل او گهر فیض بدامانم کرد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۶ - آنکه از دوری او دیدهٔ ما دریا بود
گوهر بعدی:شماره ۲۴۸ - دل ز قید غمت ای دوست رها نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.