هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد فراق و بی‌وفایی یار می‌نالد و بیان می‌کند که پس از او، هیچ یار و غمخواری ندارد. او از عشق بی‌پاسخ و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ‌کس را جز معشوق، دلدار خود نمی‌داند. شاعر همچنین از تأثیر آه‌های سوزان خود بر جهان و ناتوانی در روی آوردن به باغ دیگری (معشوق دیگری) سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غم‌انگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۲۶۷ - روزی ار غم برود نیست مرا یار دگر

روزی ار غم برود نیست مرا یار دگر
در کجا جویم از اینگونه وفادار دگر ۱

هر کسی را بجهان مونس و غمخواری هست
غیر غم نیست مرا مونس و غمخوار دگر ۲

سوزنی هم به ره عشق ندارم با خویش
خار از پای درآرم به سر خار دگر ۳

ماه من با همه بی مهری و دلسردی تو
نبود گرم چو بازار تو بازار دگر ۴

آمدی کشتی و افکندی و رفتی آخر
بر سر کشتهٔ خود کن گذری بار دگر ۵

بعد دیدار توام دیده مبیناد جهان
گر کنم دیدهٔ دل باز به دیدار دگر ۶

گر تو را هست چو من عاشق دلداده بسی
بخدا نیست مرا غیر تو دلدار دگر ۷

ز آه من سوخت جهانی و ندانم چه شود
اگر از سینه کشم آه شرر بار دگر ۸

بلبل گلشن عشقم من وزین باغ صغیر
نتوانم که کنم روی به گلزار دگر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۶ - دوشین بگوش دلم‌ آمد ز مرغ سحر
گوهر بعدی:شماره ۲۶۸ - پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.