هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق و عشق به معشوق است. شاعر از جدایی و خرابی دلش می‌گوید و به زیبایی‌های معشوق و تأثیرات آن بر روح و روان خود اشاره می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند عرفان، تسلیم در برابر عشق، و بی‌اعتنایی به دنیا در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و احساسی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۷۵ - من و ترا بسخن کرده او بهانهٔ خویش

من و ترا بسخن کرده او بهانهٔ خویش
که خوبگوید و خود بشنود فسانهٔ خویش ۱

ببین ببزم که نائی چگونه از لب خود
دمد به نای و دهد گوش بر ترانهٔ خویش ۲

من و خرابی دل بعد ازین که آن دلبر
خراب کرد دلم را و ساخت خانهٔ خویش ۳

بدامن ار فکنم طفل اشگ این نه عجب
دهم بدامن خود جای نازدانهٔ خویش ۴

گرفته مرغ دلم خو چنان بدان خم زلف
که یاد می‌نکند هیچ ز آشیانهٔ خویش ۵

بهشت آن تو زاهد همین بس است مرا
که خواند پیر مغانم بر آستانهٔ خویش ۶

بیاب از دل درویش گوهر مقصود
که ساخته است حق این گنج را خزانهٔ خویش ۷

روا بود که دهد هر دو کون را از کف
صغیر در طلب دلبر یگانهٔ خویش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۴ - از آب دیده تا ندهی شستشوی خویش
گوهر بعدی:شماره ۲۷۶ - چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.