هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر حالتی از مستی و عشق است که شاعر با بی‌پروایی و شوریدگی به زندگی و عشق می‌پردازد. او خود را از قبیلهٔ منصور حلاج می‌داند و با تأکید بر عشق و شهود، اقرار را بر تارک انکار می‌زند. شعر همچنین اشاره‌ای به رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به حالتی از وجد و طرب دارد.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اشاراتی به مستی و شوریدگی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بی‌پروایی و رهایی از قیود ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا گمراه‌کننده باشد.

شماره ۳۰۱ - ما می‌کشان چو بادهٔ گلنار می‌زنیم

ما می‌کشان چو بادهٔ گلنار می‌زنیم
مستانه خویش بر در و دیوار میزنیم ۱

ساقی گواه ماست که چون باده میکشیم
خمخانهٔ سپهر بیک بار میزنیم ۲

حاجی به صد‌ام ید در کعبه می‌زند
ما نیز حلقه بر در خمار میزنیم ۳

با اینکه جان محاط محیط غم است باز
کوس طرب به گنبد دوار میزنیم ۴

مائیم از قبیلهٔ منصور و همچو او
ما نیز حرف خود به سر دار میزنیم ۵

مائیم و عشق و شاهد و کیفیت شهود
اقرار را به تارک انکار میزنیم ۶

ای شیخ دست خویش فروکش من و صغیر
بوس ار زنیم بر لب دلدار می‌زنیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - من آن نیم که ز سوی تو رو بگردانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.