هوش مصنوعی:
این شعر از زبان قلمی سخن میگوید که از ثبت ظلم میترسد و به ناپایداری دنیا و اهمیت استفاده از فرصتها اشاره میکند. شاعر بر انجام نیکی و باقی گذاشتن نام نیک تأکید دارد و از ظلم و ستم انتقاد میکند. در پایان، از دنیای مادیگرا و بیتوجهی به ارزشهای اخلاقی شکایت میکند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی مانند ظلم، ناپایداری دنیا، و اهمیت نیکی نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
شماره ۳۰۰ - دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم
دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم
ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم ۱
یک کاروان ماند بشرپویان قفای یکدیگر
گیتی رباطی با دو در یکدر فنا یکدر عدم ۲
در این ره پر ابتلاهان پا منه سر در هوا
ترسم از آن کافتی ز پا بر سر زنی دست ندم ۳
عمر عزیزت شد تلف وز آن نداری جز اسف
تا فرصتی داری بکف باید شماری مغتنم ۴
گیرم علم افراختی بر ملک عالم تاختی
جان جهان بگداختی در آتش ظلم و ستم ۵
روزی علم گردد نگون گردی بدست غم زبون
نیکی کن و در دهر دون نامت بنیکی کن علم ۶
گردد ثناگستر زبان بر حاتم و نوشیروان
هر جا که صحبت در میان از عدل آید وز کرم ۷
بس کن صغیر از این سخن کامروز در خلق زمن
معمول نبود هیچ فن جز جمع دینار و درم ۸
ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم ۱
یک کاروان ماند بشرپویان قفای یکدیگر
گیتی رباطی با دو در یکدر فنا یکدر عدم ۲
در این ره پر ابتلاهان پا منه سر در هوا
ترسم از آن کافتی ز پا بر سر زنی دست ندم ۳
عمر عزیزت شد تلف وز آن نداری جز اسف
تا فرصتی داری بکف باید شماری مغتنم ۴
گیرم علم افراختی بر ملک عالم تاختی
جان جهان بگداختی در آتش ظلم و ستم ۵
روزی علم گردد نگون گردی بدست غم زبون
نیکی کن و در دهر دون نامت بنیکی کن علم ۶
گردد ثناگستر زبان بر حاتم و نوشیروان
هر جا که صحبت در میان از عدل آید وز کرم ۷
بس کن صغیر از این سخن کامروز در خلق زمن
معمول نبود هیچ فن جز جمع دینار و درم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - بتی نهفته بخلوت سرای جان دارم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - ما میکشان چو بادهٔ گلنار میزنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.