هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از سکوت و اندوه درونی خود شکایت میکند و از باده و بزم به عنوان راهی برای فراموشی یاد میکند. او بر اهمیت هوشیاری، دانش و ادب تأکید دارد و معتقد است که بدون آنها، انسان به ذلت میافتد. در پایان، او به ناتوانی و درماندگی انسانها در جهان اشاره میکند و تنها از خداوند یاری میخواهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی، اجتماعی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف باده (هرچند در قالب استعاره) ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۳۹۴ - تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری
تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری
تا چند پرده پوشی تا چند پرده داری ۱
گر باده ماند باقی از بزم بی نخاقی
جامی بیار ساقی مردیم از خماری ۲
در بزم شاد و خندان بنشسته شهسواران
بردند گوی میدان طفلان به نی سواری ۳
شایستهٔ نمایش هشیاریست و دانش
تا چند جهد و کوشش بر ضد هوشیاری ۴
علم و ادب بباید تا بر شرف فزاید
بی دانشی نزاید الا که طفل خواری ۵
خلق جهان سراسر بیچارهاند و مضطر
جز حق، صغیر دیگر از کس مخواه یاری ۶
تا چند پرده پوشی تا چند پرده داری ۱
گر باده ماند باقی از بزم بی نخاقی
جامی بیار ساقی مردیم از خماری ۲
در بزم شاد و خندان بنشسته شهسواران
بردند گوی میدان طفلان به نی سواری ۳
شایستهٔ نمایش هشیاریست و دانش
تا چند جهد و کوشش بر ضد هوشیاری ۴
علم و ادب بباید تا بر شرف فزاید
بی دانشی نزاید الا که طفل خواری ۵
خلق جهان سراسر بیچارهاند و مضطر
جز حق، صغیر دیگر از کس مخواه یاری ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۳ - الا که از مینخوت مدام بیخود و مستی
گوهر بعدی:شماره ۳۹۵ - تا نگردی با خلایق یار بی عز و وقاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.