هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دیوانگی به عنوان راهی برای رسیدن به فرزانگی و عشق یار سخن میگوید. او از رنجهای عشق، بیتوجهی معشوق و اسارت در دام تعلق مینالد، اما در نهایت مردانگی و عشق را برمیگزیند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی، این متن را برای مخاطبان با سنین پایینتر دشوار میسازد.
شماره ۴۰۷ - تا زدهام خویش به دیوانگی
تا زدهام خویش به دیوانگی
یافتهام راه به فرزانگی ۱
کی رسدم سلسله از زلف یار
گر نزنم خویش به دیوانگی ۲
ریزد اگر خون من آن آشنا
به که دهد نسبت بیگانگی ۳
آه که صیاد مرا در قفس
کشت ز بی آبی و بی دانگی ۴
دام تعلق گسل و چون صبا
ساز جهان خانه به بیخانگی ۵
کام بری گر بگذاری صغیر
کام به عشق از سر مردانگی ۶
یافتهام راه به فرزانگی ۱
کی رسدم سلسله از زلف یار
گر نزنم خویش به دیوانگی ۲
ریزد اگر خون من آن آشنا
به که دهد نسبت بیگانگی ۳
آه که صیاد مرا در قفس
کشت ز بی آبی و بی دانگی ۴
دام تعلق گسل و چون صبا
ساز جهان خانه به بیخانگی ۵
کام بری گر بگذاری صغیر
کام به عشق از سر مردانگی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۶ - گر نوازی ز کرم یا که کشی یا که به بندی
گوهر بعدی:شماره ۴۰۸ - گر نه ای دل پای بند طرهٔ طرار یاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.