هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و انتظار میگوید، از فریب وعدههای معشوق شکایت دارد و از آتش غیرت و جنون عشق سخن میراند. او خواهان رهایی از عقل و تسلیم شدن به احساسات است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند جنون و درد عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲ - کو فریب وعده ای، جان بلااندوز را؟
کو فریب وعده ای، جان بلااندوز را؟
تا به شغل انتظارش بگذرانم روز را ۱
چون کنی دورم، نگاهی کن که بهر احتیاط
رشته می بندند بر پا، مرغ دست آموز را ۲
سینهام را چاک کن ای عشق با تیغ جنون
وز سر من باز کن عقل گریباندوز را ۳
دود برخیزد ز جانم، آتش افتد در دلم
یک نفس گر باز دارم آه عالم سوز را ۴
از فریب وعده ی فردا، تسلی کی شوم؟
چون به یاد آرم خلاف وعده ی امروز را ۵
برق خرمن سوز غیرت، در دل میلی فتد
گر ببیند خوش به غیر، آن شمع بزم افروز را ۶
تا به شغل انتظارش بگذرانم روز را ۱
چون کنی دورم، نگاهی کن که بهر احتیاط
رشته می بندند بر پا، مرغ دست آموز را ۲
سینهام را چاک کن ای عشق با تیغ جنون
وز سر من باز کن عقل گریباندوز را ۳
دود برخیزد ز جانم، آتش افتد در دلم
یک نفس گر باز دارم آه عالم سوز را ۴
از فریب وعده ی فردا، تسلی کی شوم؟
چون به یاد آرم خلاف وعده ی امروز را ۵
برق خرمن سوز غیرت، در دل میلی فتد
گر ببیند خوش به غیر، آن شمع بزم افروز را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱ - به چشم مست، ز هستی ربوده ای ما را
گوهر بعدی:شماره ۳ - شب که به بزم خویشتن، دید من خراب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.