هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات خود در مورد عشق و دوری معشوق میگوید. او از ناخوشیها، بیپاسخی معشوق، و اضطراب ناشی از این دوری سخن میگوید. همچنین، از ترس از دست دادن خود در مستی و یاد معشوق مینالد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مستی و اضطراب دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۳ - شب که به بزم خویشتن، دید من خراب را
شب که به بزم خویشتن، دید من خراب را
رفت برون ز مجلس و ساخت بهانه خواب را ۱
بعد هزار ناخوشی، وقت نظاره چون شود
بخت بد من آورد، پیش نظر حجاب را ۲
لب ز جواب پرسشم بستی و من ز بیخودی
می کنم از تو هر زمان، پرسش این جواب را ۳
دل به امید خنده ات، گر بنهد زیان کند
هر که شناخت خوی آن غمزه پر عتاب را ۴
مانع بی قراریم، گر نشدی وصال تو
قدر نمی شناختم، لذت اضطراب را ۵
میلی ازین فزون مخور می که مباد ناگهان
رهزن یاد او کنی، بیخودی شراب را ۶
رفت برون ز مجلس و ساخت بهانه خواب را ۱
بعد هزار ناخوشی، وقت نظاره چون شود
بخت بد من آورد، پیش نظر حجاب را ۲
لب ز جواب پرسشم بستی و من ز بیخودی
می کنم از تو هر زمان، پرسش این جواب را ۳
دل به امید خنده ات، گر بنهد زیان کند
هر که شناخت خوی آن غمزه پر عتاب را ۴
مانع بی قراریم، گر نشدی وصال تو
قدر نمی شناختم، لذت اضطراب را ۵
میلی ازین فزون مخور می که مباد ناگهان
رهزن یاد او کنی، بیخودی شراب را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - کو فریب وعده ای، جان بلااندوز را؟
گوهر بعدی:شماره ۴ - دل که زیاده می کند، قاعده نیاز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.