هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از رنجهای عاشقانه و دردهای دل خود میگوید. او از معشوق میخواهد که با وجود رفتارهای تلخ و سخت، لبخند بزند و کینهتوزی نکند. شاعر حتی حاضر است به خاطر معشوق کشته شود، فقط تا دل پرکینهاش آرام گیرد. او از فراق و بیوفایی معشوق شکایت دارد و در نهایت امیدوار است که این غزل بتواند توجه شاه جمالالدین را جلب کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و گاه دردناک است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند کینهتوزی و فداکاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۷ - به غضب تلخ مکن عیش من مسکین را
به غضب تلخ مکن عیش من مسکین را
سخن تلخ میاموز، لب شیرین را ۱
بر زبان آر گناهی که نداریم و به ما
کینه اندوز مکن خاطر مهر آیین را ۲
خون ما بر تو حلال است، بکش تیغ و بریز
باری از کینه تهی ساز دل پرکین را ۳
دل ز دستم صنمی برد و چنین در پی او
که منم، بر سر دل می نهم آخر دین را ۴
هیچ از خانه دل می ننهد پای برون
طفل شوخی ز که آموخته این تمکین را؟ ۵
خشم و بیداد ترا لطف نهان نام کنم
به فریب از تو کنم شاد، دل غمگین را ۶
شاید این طرفه غزل واسطه گردد میلی
که به خاطر گذری شاه جمال الدین را ۷
سخن تلخ میاموز، لب شیرین را ۱
بر زبان آر گناهی که نداریم و به ما
کینه اندوز مکن خاطر مهر آیین را ۲
خون ما بر تو حلال است، بکش تیغ و بریز
باری از کینه تهی ساز دل پرکین را ۳
دل ز دستم صنمی برد و چنین در پی او
که منم، بر سر دل می نهم آخر دین را ۴
هیچ از خانه دل می ننهد پای برون
طفل شوخی ز که آموخته این تمکین را؟ ۵
خشم و بیداد ترا لطف نهان نام کنم
به فریب از تو کنم شاد، دل غمگین را ۶
شاید این طرفه غزل واسطه گردد میلی
که به خاطر گذری شاه جمال الدین را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - من کجا، آرزوی وصل دلارام کجا
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - گر بیخودی مجال دهد اضطراب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.