هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و تنهایی میگوید و از بیتوجهی دیگران به حال و روزش شکایت دارد. او از ویرانهای که در آن زندگی میکند و از افسانههای ناامیدکنندهاش سخن میگوید و آرزو میکند کسی حالش را بپرسد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و نومیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۳ - خوش آنکه بپرسی دل دیوانه ما را
خوش آنکه بپرسی دل دیوانه ما را
آباد کنی گوشه ویرانه ما را ۱
با آنکه بپرسیدن ما آمده، مردیم
کآیا زکه پرسیده ره خانه ما را ۲
با غیر نشینی و فرستی ز پی ما
آن کس که نداند ره کاشانه ما را ۳
آن شاخ گل از خنده فزون ساخت به مجلس
شرمندگی گوشه ویرانه ما را ۴
از بس که شود باعث نومیدی عشاق
خواهم که کسی نشنود افسانه ما را ۵
میلی به جنون شهره چنانیم، که طفلان
پرسند ز مردم ره کاشانه ما را ۶
آباد کنی گوشه ویرانه ما را ۱
با آنکه بپرسیدن ما آمده، مردیم
کآیا زکه پرسیده ره خانه ما را ۲
با غیر نشینی و فرستی ز پی ما
آن کس که نداند ره کاشانه ما را ۳
آن شاخ گل از خنده فزون ساخت به مجلس
شرمندگی گوشه ویرانه ما را ۴
از بس که شود باعث نومیدی عشاق
خواهم که کسی نشنود افسانه ما را ۵
میلی به جنون شهره چنانیم، که طفلان
پرسند ز مردم ره کاشانه ما را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - رخش توفان حسن وآفت دوران درو پیدا
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - خوشم کآتش زد امشب آه حسرت محفل ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.