هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، درد دل و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق، جفاهای او و نبود وفا در دلش شکایت دارد. همچنین به ناتوانی خود در فرار از این عشق و تسلیم در برابر ظلم معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین موضوعاتی مانند جفا و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۲ - ناصح نصیحت تو به دل جاگیر نیست
ناصح نصیحت تو به دل جاگیر نیست
ویرانهای است دل که عمارت پذیر نیست ۱
خوانند در شکارگه عشق، بیجگر
صیدی که در کمند ملامت اسیر نیست ۲
بسیار بیملاحظهای در جفا، مگر
دانستهای که از تو دلم را گریز نیست؟ ۳
ظالم سوار من چو کند پای در رکاب
از دادخواه، یک سر ره بی نفیر نیست ۴
میلی به صبر خوی کن و با جفا بساز
کان شوخ را خیال وفا در ضمیر نیست ۵
ویرانهای است دل که عمارت پذیر نیست ۱
خوانند در شکارگه عشق، بیجگر
صیدی که در کمند ملامت اسیر نیست ۲
بسیار بیملاحظهای در جفا، مگر
دانستهای که از تو دلم را گریز نیست؟ ۳
ظالم سوار من چو کند پای در رکاب
از دادخواه، یک سر ره بی نفیر نیست ۴
میلی به صبر خوی کن و با جفا بساز
کان شوخ را خیال وفا در ضمیر نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - از منع غیر، دوش که خندان گذشت و رفت
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - جز خون دل، شراب ندانستهام که چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.