هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و اندوه عاشقانه، بیعدالتی و رنجهای عشق نافرجام سخن میگوید. شاعر از بوی گلبرگ در کفن، غمزه بیباک معشوق، آتش تفرقه و دردهای ناشی از عشق شکایت دارد. در پایان، با وجود همه رنجها، اشارهای به امید و مژدهای مبهم دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و اندوهبار این شعر برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از تصاویر مانند «خنجر بیداد» و «آتش تفرقه» ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۶۲ - چون صبا راه به خاک من غمناک انداخت
چون صبا راه به خاک من غمناک انداخت
بوی گلبرگ کسی در کفن چاک انداخت ۱
سر خون ریختن بیگنهی داشت مگر؟
که مرا کار به آن غمزه بیباک انداخت ۲
هر گه آن شمع بتان، خنجر بیداد کشید
آتش تفرقه در جمع هوسناک انداخت ۳
مژده باد ای دل آزرده که صیّادوشی
آمد و در سرم اندیشه فتراک انداخت ۴
آه میلی سبب گرمی بیدردان شد
آتشی باز به مشت خس و خاشاک انداخت ۵
بوی گلبرگ کسی در کفن چاک انداخت ۱
سر خون ریختن بیگنهی داشت مگر؟
که مرا کار به آن غمزه بیباک انداخت ۲
هر گه آن شمع بتان، خنجر بیداد کشید
آتش تفرقه در جمع هوسناک انداخت ۳
مژده باد ای دل آزرده که صیّادوشی
آمد و در سرم اندیشه فتراک انداخت ۴
آه میلی سبب گرمی بیدردان شد
آتشی باز به مشت خس و خاشاک انداخت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - ای مرغ دلم فاخته سرو بلندت
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - به دل امید بهبودی نماندهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.