هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق و دلباختگی سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند زلف کمندگون، آهوی نیمکشته و سرو بلند، به توصیف معشوق و تأثیر نگاه و رفتار او بر دل عاشق میپردازد. همچنین، هشدارهایی درباره غفلت از خود و عواقب آن دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات مانند 'خون گرفتهای' و 'زهرخند' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۸۲ - بگشا کمند زلف که دل دردمند توست
بگشا کمند زلف که دل دردمند توست
آهوی نیم کشته ما در کمند توست ۱
یک جا چو سرو با همه شوخی ستادهای
دستی مگر به دامن سرو بلند توست؟ ۲
هر خون گرفتهای که شود کشته بیگناه
چون بنگری، گناه نگاه کشند توست ۳
از منت شکفتگی خود مرا مکش
کان زهر چشم بهتر ازین زهرخند توست ۴
غافل مشو ز خویش که میلیّ تیرهروز
در خاک و خون فتاده به راه سمند توست ۵
آهوی نیم کشته ما در کمند توست ۱
یک جا چو سرو با همه شوخی ستادهای
دستی مگر به دامن سرو بلند توست؟ ۲
هر خون گرفتهای که شود کشته بیگناه
چون بنگری، گناه نگاه کشند توست ۳
از منت شکفتگی خود مرا مکش
کان زهر چشم بهتر ازین زهرخند توست ۴
غافل مشو ز خویش که میلیّ تیرهروز
در خاک و خون فتاده به راه سمند توست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - ای دل اندر آتش غم، آه دردآلود چیست
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - گر یار به سوی دیگران رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.