هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق پنهانی و رنجهای ناشی از آن میگوید. او احساس میکند که عشقش او را رسوا کرده و از بیتابی و اضطراب ناشی از این احساس سخن میگوید. همچنین، از تأثیرات سحرآمیز معشوق بر خود و احساس تشنگی و نیاز به او صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشقی و رسوایی نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۱۲۰ - دل به جان شب همه شب ز آه و فغانم دارد
دل به جان شب همه شب ز آه و فغانم دارد
این سیه روز ندانم چه به جانم دارد ۱
عشق پنهان کنم و هر که به سویم نگرد
دل تپد، کاین خبر از سوز نهانم دارد ۲
این چنین پرده برانداز که او را دیدم
عنقریب است که رسوای جهانم دارد ۳
تا نیاید به زبان، آنچه به دل دارم ازو
چشم افسونگر او بسته زبانم دارد ۴
من دلخسته که لب تشنه شمشیر توام
گر همه آب حیات است، زیانم دارد ۵
بس که بیتابیام از عشق خود افزون بیند
تهمت آلود به عشق دگرانم دارد ۶
همچو میلی کندم شهره تقاضای جنون
عشق هرچند که بی نام و نشانم دارد ۷
این سیه روز ندانم چه به جانم دارد ۱
عشق پنهان کنم و هر که به سویم نگرد
دل تپد، کاین خبر از سوز نهانم دارد ۲
این چنین پرده برانداز که او را دیدم
عنقریب است که رسوای جهانم دارد ۳
تا نیاید به زبان، آنچه به دل دارم ازو
چشم افسونگر او بسته زبانم دارد ۴
من دلخسته که لب تشنه شمشیر توام
گر همه آب حیات است، زیانم دارد ۵
بس که بیتابیام از عشق خود افزون بیند
تهمت آلود به عشق دگرانم دارد ۶
همچو میلی کندم شهره تقاضای جنون
عشق هرچند که بی نام و نشانم دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - سرگران دوش گذشتن زمن زار چه بود
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - ز بس کان سست پیمان در حق من بدگمان باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.