هوش مصنوعی:
شاعر از عشق نافرجام و دلشکستگی خود میگوید. او به عهدی که معشوق در حالت مستی بسته اعتماد کرده، اما میترسد که در هوشیاری آن را به یاد نیاورد. شاعر از سادهدلی خود و تکیه بر وعدههای بیاساس معشوق ابراز پشیمانی میکند و اضطراب ناشی از عشق را توصیف مینماید. در نهایت، او تسلیم عشق شده و عقل را فدای دل کرده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و دلشکستگی است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۵۶ - داد ازان دم که با دل ناشاد
داد ازان دم که با دل ناشاد
من کنم داد و او کند بیداد ۱
مست من عهد کرد و میترسم
وقت هوشیاریاش نباشد یاد ۲
بعد صد امتحان، ز سادهدلی
تکیه کردم به عهد بیبنیاد ۳
بیخودیهای مجلس شب را
خجلت روز من به یادش داد ۴
این چه شوق است کز تصور تو
دل خلقی در اضطراب افتاد ۵
پا نهادیم بر سر دو جهان
ما و عشق تو، هرچه بادا باد ۶
بهر زنجیر زلف او میلی
داد سر رشته خرد بر باد ۷
من کنم داد و او کند بیداد ۱
مست من عهد کرد و میترسم
وقت هوشیاریاش نباشد یاد ۲
بعد صد امتحان، ز سادهدلی
تکیه کردم به عهد بیبنیاد ۳
بیخودیهای مجلس شب را
خجلت روز من به یادش داد ۴
این چه شوق است کز تصور تو
دل خلقی در اضطراب افتاد ۵
پا نهادیم بر سر دو جهان
ما و عشق تو، هرچه بادا باد ۶
بهر زنجیر زلف او میلی
داد سر رشته خرد بر باد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - کدام شاه چنین کینهخواه میآید
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - گل خون بر سر خار مژهام تیز آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.