هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق میگوید، از غم هجران و یاد یار، از تهمتهای دشمنان و از آرزوی وصال. او از موهای یار و زیباییهایش یاد میکند و در نهایت، از مرگ میخواهد تا او را از این محرومیها نجات دهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، درد فراق و درخواست مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامناسب باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد.
شماره ۱۵۷ - گل خون بر سر خار مژهام تیز آمد
گل خون بر سر خار مژهام تیز آمد
باز در دل غم آن غمزه خونریز آمد ۱
دشمنان باز به نامم چه گنه ساختهاند
که پیام تو به سویم گلهآمیز آمد ۲
باز هر لحظه به یاد تو دهد عربدهای
آه کاین می چه بلا عربدهانگیز آمد ۳
بود چون بوالهوسان را سر زلف تو به دست
دل ما در خم فتراک دلاویز آمد ۴
مرعی شکر که تا آخر حسن تو نبود
که چها بر سر ما زان خط نوخیز آمد ۵
برس ای مرگ و ز محرومی وصلم برهان
که به جان میلی بیمار ز پرهیز آمد ۶
باز در دل غم آن غمزه خونریز آمد ۱
دشمنان باز به نامم چه گنه ساختهاند
که پیام تو به سویم گلهآمیز آمد ۲
باز هر لحظه به یاد تو دهد عربدهای
آه کاین می چه بلا عربدهانگیز آمد ۳
بود چون بوالهوسان را سر زلف تو به دست
دل ما در خم فتراک دلاویز آمد ۴
مرعی شکر که تا آخر حسن تو نبود
که چها بر سر ما زان خط نوخیز آمد ۵
برس ای مرگ و ز محرومی وصلم برهان
که به جان میلی بیمار ز پرهیز آمد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - داد ازان دم که با دل ناشاد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - دل چشم به راه یار ننهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.