هوش مصنوعی:
شاعر از احساس غم و اندوه خود به دلیل بیتوجهی معشوق و روی آوردن به رقیبان میگوید. او از جدایی و بیمهری معشوق شکایت دارد و بیان میکند که دیگر امیدی به بازگشت او ندارد. همچنین، شاعر به اشتباهات گذشته اشاره میکند و تأکید میکند که فرصت جبران از دست رفته است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند شکست عاطفی و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۷ - گر بشنوم که سوی رقیبان روی دگر
گر بشنوم که سوی رقیبان روی دگر
جایی روم که نام مرا نشنوی دگر ۱
دیدی که شد به رغم تو از دیگری رقیب
امروز اگر زمن نشوی، کی شوی دگر؟ ۲
سر دادهای کهن سگ زنجیر خویش را
دلبسته کدام اسیر نوی دگر؟ ۳
با الفت چنان، گنهم آن قدر نبود
کز من جدا شوی و به من نگروی دگر ۴
میلی ز اشک خود، طمع بهرهای مدار
تخمی که کشتهای به زمین، ندروی دگر ۵
جایی روم که نام مرا نشنوی دگر ۱
دیدی که شد به رغم تو از دیگری رقیب
امروز اگر زمن نشوی، کی شوی دگر؟ ۲
سر دادهای کهن سگ زنجیر خویش را
دلبسته کدام اسیر نوی دگر؟ ۳
با الفت چنان، گنهم آن قدر نبود
کز من جدا شوی و به من نگروی دگر ۴
میلی ز اشک خود، طمع بهرهای مدار
تخمی که کشتهای به زمین، ندروی دگر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶ - ای که داری هوس عشق، کم عشرت گیر
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸ - با آنکه هر زمان شوم از غصه زارتر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.