هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و اشتیاق شدید و درد ناشی از آن سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند آتش، گل، شمع و پروانه، احساسات خود را بیان میکند که با دیدن معشوق یا یاد او شعلهور شده و درد عشق را تجربه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۰۲ - از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
غنچه بشکفت و به مرغ چمن افتاد آتش ۱
نیست پر خون کفن کشته عشقت، که به دل
آه او شعله زد و در کفن افتاد آتش ۲
مانده عریان تنم ای شمع که از سینه چاک
شعله زد آهم و در پیرهن افتاد آتش ۳
خوی هر چند به نادیدن رویت کردم
روی بنمودی و در جان من افتاد آتش ۴
شمع بزم دگرانی تو و میلی از رشک
گشت پروانه و در انجمن افتاد آتش ۵
غنچه بشکفت و به مرغ چمن افتاد آتش ۱
نیست پر خون کفن کشته عشقت، که به دل
آه او شعله زد و در کفن افتاد آتش ۲
مانده عریان تنم ای شمع که از سینه چاک
شعله زد آهم و در پیرهن افتاد آتش ۳
خوی هر چند به نادیدن رویت کردم
روی بنمودی و در جان من افتاد آتش ۴
شمع بزم دگرانی تو و میلی از رشک
گشت پروانه و در انجمن افتاد آتش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - هر لحظه مرا ذوق محبّت برد از هوش
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - مردم و جان به غم یار نهانی مشتاق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.